ریواس جنوب؛زندگی بشر از دیر باز، تحث تاثیر الگوهای بشر و اسطوره ای بوده وهست. معمولا بشر تلاش کرده، بشری دیگر یا موجودی مبهم و یا جزئی از طبیعت را سمبل و اسطوره بکند واز آن اطاعت کند، اورا بستاید، نسبت به او عشق بورزد، با او درد دل کند، با او به تعالی برسد، از او هنگامیکه ناامید ومأیوس است، امید وانگیزه و انرژی بگیرد. اسطوره را متعالی جلوه دهد و خود را بواسطه دوست داشتنش برتر از دیگران بداند. بشر همیشه دنبال تعالی و عروج بوده و هست. بشر دایمأ دنبال اساطیر و موجودات ماورایی بوده تا بتواند آنان را که، نسبت به خدایان شبیه تر به انسانند، بستاید وحتی نسبت به آنان احساس نزدیکی کند. ««من پرومته در زنجیرم و….احمد شاملو»» گاهی بشر در اسطوره ها خصوصیاتی را که دوست دارد، جستجو می کند. اسطوره ها، در بسیاری از مواقع، با گذشت زمان به گونه ای تطهیر شدند و گاهی صفاتی که فاقد آن بوده اند را به آنانان نسبت دادند. گاهی کسانی بر اساس استعداد و قدرت تخیل وشخصیت «خوب» یا «بد »خویش یا بر اساس اندیشه خود، اسطوره ها را رنگ وجلایی خاص روا و یا ناروا داده اند.امامان شیعه هم از این قائده مستثنی نیستند. به عنوان مثال: گاهی مداحان و منبریان چنان آنان را بالا می برند که گویی خداوند به کمک آنها جهان را اداره می کند ویا جهان را به وجود آورده است. خدا برای خلق جهان هم یاعلی گفت و… هرچند این شیوه تشبیهات و اغراق های شاعرانه ائمه هدی را، از دسترس بشر زمینی خارج می کند و حتی به کارکرد الگویی
آنان صدمه می زند، اما به نوعی می شود آنرا، درد دل یا عشق بازی، با معشوق شبیه دانست ،یا عرض ارادتی شاعرانه خواند، که نمی تواند مورد اعتنای عالمان دینی باشد و یا مورد قبول پژوهشگران قرار گیرد. مرحوم دکتر شریعتی در( علی حقیقتی بر گونه اساطیر) تلاش می کند، که علی را، حقیقتی زمینی ولی مانند اساطیر معرفی کند. علی از یک طرف زمینی و درگیر موانع زمینی است و از دیگر سو، شبیه اسطوره ها و فاقد نقایص و خصوصیات انسانیست. تشبیهاتی که مرحوم شریعتی بکار می برد، مانند بی ترس، کسیکه ترس را نمی شناخت، رب النوع شمشیر در جهاد، رب النوع قلم در نهج البلاغه، رب النوع عشق در خانه و…هر کدام امام علی را هم اسطوره می کند وهم زمینی می نمایاند. زیرا اگر علی را زمینی وخودمانی وقابل الگوگیری، بنمایاند یا به نوعی کمرنگ تر، قابل دسترسی می کند، می خواهد اورا از حالت اساطیری به زمینیان نزدیک کند تا بتوانند مورد استفاده اش قرار دهند. اگر علی وسایر ائمه قابل دسترسی نباشند، در آسمانها گام بردارند و پایشان به زمین نرسد و دست بشر زمینی را نگیرند، نمی توان از آنها کمک گرفت و نمی توان آنان را به عنوان الگو پذیرفت و یا از آنان تبعیت کرد. اگر عده ای سعی می کنند ائمه را از دسترس بشر دور کنند، به عقیده نگارنده، عمله دست استحمارگران گرانی هستند که ثمره زحمات خود را به جیب استثمارگران می ریزند. علی آسمانی است اما در زمین، مانند همه ما که از آسمان آمده ایم ولی، زبالائیم وبه بالا می رویم. خداوند تبارک نیز برای جلو گیری از این اسطوره سازی ها و اضافه کردن خرافات که مانع الگوگیری والگو پذیری حضرت رسول و سایر ائمه می شوند، صریحا به پیامبر خاتم اعلام می کند: قل انما بشر مثلکم… برو به مردم بگو، من بشری مانند شما هستم و… تنها تفاوت رسول خدا نسبت به دیگران، این بود که سینه رسول(ص) محل فرود وحی بود….. اما خداوند برای اثبات زمینی بودن پیامبرش می فرماید: رسول الله اسوة حسنه برای همه جهانیان است. یعنی الگویی نیکو که می توانید از آن سرمشق بگیرید و قابلیت سرمشق گیری دارد. اما آنچه اما صادق (ع) را نسبت به سایر ائمه ممتاز می کند، جایگاه او در مکتب است. امام صادق، از آن جهت که در همه زمانها می بایست حضور داشته باشد، در همه مواقع به این الگو نیاز هست ودر همیشه زمان برای نشان دادن الگوی مکتب می توان او را معرفی کرد که نسبت به دیگران دارای امتیازی خاص است. امام صادق، از آن جهت رئس مکتب جعفریست که در همه عصرها منطق جعفری بر شمشیر و بر خشم وبر خشونت وتعصب پیشی می گیرد. امام صادق در تاریکترین زمانه، شعله علم را روشن کرد تا مذهب حقه خویش را نه با ابزار ثروت وسلطه ونه با ابزار قدرت وخشونت، بلکه با منطقی روش وبا شهپر علم سپهر برتری را پرواز کند. امام صادق، شمشیر زن و قدرتمند وزورمند وزرمند نبود، بلکه همه زرمندان وزورمندان را با شهد کلام منطقی بر سفره محبت خویش میهمان می کرد. امام صادق، زرتشتی ونصرانی وجهود ونیک وبد را در کلاس درس خویش از سرچشمه معرفت خویش سیراب می کرد. در واقع امام صادق به عوض کشور گشایی وتسلط بر سرزمین ها برای تصاحب دلها لشکر علم می آراست و دل هر صاحب عقلی را می ربود. آنانکه دلشان در گرو محبت امام صادق بود و تسلیم منطق او بودند، دیگر شمشیر نمی کشیدند تا دیگران را متقاعد کنند که دینشان حق است. امروز وهمه روزهای آینده نیاز ما به امام صادق بیشتر است. در عصری که خشونت ورزان به نام مسلمانی همدیگر را می درانند، ودیگران را با نغمه دل انگیز الله اکبر گردن می زنند واز این ریسمان که برای بالا رفتن به آسمان فرستاده شده، برای فرو رفتن در چاه استفاده می کنند. به قول مولانا: زآنکه از قرآن بسی گمره شدند زین رسن بعضی درون چه شدند امام صادق مانند نان شب، واجب ولازم است تا مسلمانان بتوانند با منطقی روشن، در مقابل همه اسم ها وایسم ها مقتدرانه بایستند و با وقار سخن بگویند وهر قلب سلیمی را به تواضع وخشوع وادارند وهر دشمنی را به دوستی قابل احترام تبدیل کنند. امام صادق از آنروی، رئیس است که زبانش، زبان علم وسخنش براساس منطق وکلامش نافذ در همه جانهاست. امام صادق به این دلیل رئیس مذهب است که «« منطق»» رئیس همه سخن هاست. امام صادق به این دلیل رئیس مذهب جعفری است که کلام جعفریان به زیور منطق وگوهر صدق آراسته است و هرکسی گوهرشناس باشد، بی شک گوهر کلام او را از بین هزاران گوهر بر می گزیند و روش مستدل و محکم اورا در کلام و اقناع ذهن بشری، برمی گزیند وانتخاب می کنند. انتخاب امام صادق، یعنی انتخاب صدق در گفتار و کردار بدون فریب و نیرنگ سفسطه بازان برای قانع شدن دیگران، بلکه اقناع باطنی وقابل اتکا وسازنده ایمان و بُرنده وبرطرف کننده حائل و پرده شک و شفاف نمودن حقانیت اسلام گفتمانی، بدور از جهل وخشونت داعشیان وخوارج صفتان . امام صادق عصاره مذهب اسلام است ومذهب اسلام بر منطق صادق وساده استوار است. امروز که جهل وخشونت در دنیای مسلمانان بر کرسی منطق نشسته است و مسلمان نما ها دست به قتل عام همدیگر می زنند ولفظ دلپذیر الله اکبر را که برای خضوع و خشوع ابراز شده، وسیله وملعبهٔ گرفتن جان دیگران کرده اند، بیش از پیش به امام صادق نیاز هست. شهیدی که صدق ادعایش را با خونش امضاء کرد،اما حتی قاتلانش مخالفان و بی دینان به احترامش برمی خیزند و برایش اشک سوگ می ریزند. سید غلامعباس موسوی نژاد